|
|
|
|
|
4- رخت خواب ساده ساده زيستي در همه مظاهر زندگي آن حضرت، آشكار بود. رختخواب او پوستي بود كه داخل آن از ليفه و پوشال خرما پرشده بود. بالش او نيز چنين بود. زير اندازش يك عبا بود، كه گاهي هم آن را دولا ميكرد و بر آن مينشست و يا ميخوابيد. اغلب بر حصيري ميخوابيد و جز آن، زير آن حضرت چيزي نبود و چون به رخت خواب ميرفت، به پهلوي راست ميخوابيد و دست راست خود را زير صورت راست خود قرار ميداد و چنين دعا ميكرد: خدايا! آن روز كه بندگانت را بر ميانگيزاني، مرا از عذاب خويش، نگهدار. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 20:55 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
۳- هم غذايي با اهل خانه اينكه كسي تنها غذا بخورد، يا حاضر نباشد افراد خانواده و خدمتكاران، با او بر سر يك سفره بنشينند و غذا بخورند، اخلاقي جاهلانه است و نشان از روحيهي استكباري ميدهد. اولياي خدا، متواضعانه با اهل خانه وخادمان هم غذا مي شدند و بر سر يك سفره مينشستند. رسول خدا(ص) همه رقم غذا ميخورد و نسبت به نوع غذا و كيفيت طبخ، ايراد نميگرفت و از آنچه خدا حلال كرده است، همراه با خانواده و خدمتكاران غذا ميخورد، آن هم نشسته بر زمين، چه در خانهي خود و چه در ميهماني، از هر آنچه آنان ميخوردند، در هر چه و بر هر چه آنان طعام ميخوردند. اگر مهمان ميآمد، همراه با مهمان ميخورد. محبوبترين غذا و سفره در نزد او آن بود كه افراد بيشتري سر سفره نشسته باشند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 20:51 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
2- كمك در خانه از فضاي يك انسان خود ساخته، آن است كه در كارهاي خانه، به همسر خود كمك كند و به شريك زندگي خويش، ياري رساند، چه در نظافت خانه و وسايل، چه در امور طبخ و خوراك و چه هر كار ديگري. پيامبر خدا(ص) در خانه، كفش و لباس خود را وصله ميكرد، در را ميگشود، گوسفند و شتر ميدوشيد، همراه خانه گندم آرد ميكرد و اگر خدمتكار خسته ميشد، به او كمك ميكرد و وسايل خويش را خود بر ميداشت و ميگذاشت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 20:48 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
در خانه 1- تقسيم وقت رسول خدا(ص) در خانه، اوقات خود را به سه بخش تقسيم ميكرد: بخشي براي «خدا». در اين بخش به عبادت و نماز و نيايش و تهجد ميپرداخت. بخشي براي «خانواده» و گفتگو و انس گرفتن با آنان و تأمين نيازها روحي و عاطفي و … و بخشي هم براي «خود» و «مردم»، چون در اوقات حضور آن جضرت در خانه نيز، مراجعين با وي كار داشتند، سؤال ميكردند، مشكلات براي آنان پيش آمد، و وي، از بخشي از وقت درون خانه، براي رسيدن به امور مردم و بر آوردن نيازهاي مختلف آنان استفاده ميكرد. آنچه گفته شد به روايت به روايت حسين بن علي(ع) از اميرالمؤمنين(ع) است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 20:47 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
شهنشاه اقلیم ایمان علی است ولــــــی خداوند سبحان علی است وصــــــی بـــــــــــلافصل ختم رسل مـــــروج به احــــکام قرآن علی است
تـــمام آبه قـــــــــــــرآن همین است به قرآن حرف یزدان اینچنین است به کــــــــــــوری دو چشم اهل سنت فقــــــط حیدر امیر المومنین است شــــــنیدم از لــــــــــــب ســـــــاغر شــــــــــــنیدم از ســــــــــــــر منبر که گفــــــــــــــــتن بهر سـر مستی فقـــــــــــط علی حیدر علی حیدر عبـــــادت بی ولایت حقه بازیست اساس خانه اش بت خانه سازیست چرا ســــــــــــــــنی نمیخواهد بداند وضــــــوی بی ولایت آب بـــازیست اگر گردد جدا این سر از این پیکر بگــــــــــو الله اکبر جانم قربان حیدر در دنــــــــــــــیا زدم دنیا علی بود به اخرا ســـــــــر زدم اخرا علی بود به مسجد رفتم از بهر عــــــــــبادت بـــــــــــنا و بانی و بنــــــــا علی بود
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 21:42 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
.::من کنت مولاه فهذا علی مولا::. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 21:31 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
۶ - مراعات حال ديگران رسول خدا(ص) مظهر رأفت الهي و به تعبير قرآن نسبت به مؤمنان «رئوف و رحيم» بود، اين رأفت و رحمت، در مواردي بسياري از رفتار و سيرهاش متجلي بود، حتي در نماز و خطبه و سخنراني. به فرمودهي امام علي(ع): (در نماز جماعت و جمعه) در عين حال كه نمازش را تمام و كمال ميخواند، نمازش از همه سبكتر و خطبهاش از همه كوتاهتر بود و حرفهاي بيهوده و بي ثمر در سخنانش نبود. گاهي كه در نماز جمعه يا جماعت، صداي گريهي كودكان به گوشش ميرسيد، نماز را سريعتر ميخواند و به پايان ميبرد تا مادر آن كودك، به فرزندش برسد. رسول خدا(ص) با آن كه اغلب نمازهاي مغرب و عشا را با فاصله ميخواند، ولي گاهي كه در سفرها، شتاب در پيمودن راه بود، يا درشبهاي باراني، يا آنگاه كه كاري فوري داشت، مغرب را دير و عشاء را زودتر ميخواند و بين دو نماز جمع ميكرد و ميفرمود: هر كه رحم نكند، به او رحم نميشود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 21:27 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
۵ - مردمي زيستن آنچه حضرت را به مردم نزديك ميساخت و با او احساس «خودي» ميكردند، رفتار مردمي و اخلاق متواضعانه و در از تكلف او بود. با آنكه از نظر فكر، علم، عصمت، پاكي و فضايل روحي معنوي، آن عبد برگزيدهي خدا در سطحي بسيار بالاتر از مردم بود و افراد عادي با افق معنويت و كمال وجودي او فاصلههاي بسيار داشتند، اما نحوهي معاشرت و برخورد رسول خدا(ص) مردمي بود، هم در حرف زدن در سطح مردم سخن ميفرمود، هم در معاشرت، با تودهي خلق الله، خود را افق ميساخت: با تهيدستان همنشين و با بينوايان هم غذا ميشد: به روايت زيد بن ثابت: چنان بودم كه هرگاه در خدمت او مينشستيم، اگر شروع ميكرديم به سخن گفتن در ياد آخرت، با ما در همان موضوع هم صحبت ميشد و اگر به دنيا ميپرداختيم، او هم با ما از دنيا سخن ميگفت و اگر از خوردني و نوشيدني سخن ميگفتيم، آن حضرت هم دربارهي همان با ما به سخن ميپرداخت. اين نهايت مردمي زيستن آن بزرگوار بود و خود را تافتهاي جدا بافته از مردم نمي دانست (اگر چه در واقع، چنان بود) در روايت امير مؤمنان علي(ع) است: از آنچه ميخنديد يا از آن تعجب ميكردند، حضرت رسول(ص) نيز به خنده يا تعجب ميافتاد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 21:23 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
4- تفقد و احوالپرسي آگاهي «پيشوا» از حال وضع«پيروان» و خبرگيري از مشكلاتشان و سر زدن به خانههايشان نيز از اسباب نفوذ در دلهاست. رسول خدا(ص) چنان بود كه از ياران خود غافل نميماند و رابطه را همچنان زنده و قوي نگاه ميداشت. به روايت امام علي(ع): هرگاه كسي از برادران دينياش را سه روز نمييافت (و در جمع مسلمانان نميديد) سراغ او را ميگرفت. پس اگر غايب و در سفر بود، برايش دعا ميكرد؛ اگر شاهد و حاضر در شهر بود، به ديدارش ميشتافت و اگر بيمار بود، به عيادتش ميرفت. اين نشانه دهندهي رابطهاي صميميتر از يك برخورد سياسي مسئول با زيردستان يا رهبر با ملت خويش است و مقتضاي «اخوت ديني» همين يكدلي و صفا و محبت است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 21:22 توسط روح الله واثق
|
|
||