تبليغاتX
.::حضرت محمد، پيامبر مهربانی و اخلاق::.

آغاز ماه محرم ماه غلبه خون بر شمشیر را بر تمامی شما مسلمان اخصا شما شیعیان تسلیت عرض می نمایم.

وبلاگ رحمت عالم

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 20:54  توسط روح الله واثق  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 20:52  توسط روح الله واثق  | 

 5- رسيدگي به تشكيلات

محضر رسول خدا(ص) جلسه‌ي طرح نياز‌ها از سوي مردم و پاسخگويي و اجابت از سوي آن حضرت بود. از اين رو جزء با بركت‌ترين مجالس محسوب مي‌شد. وقتي كسي در خدمت پيامبر بود و نياز و كاري را مطرح مي‌كرد، آن حضرت آن قدر تحمل مي‌كرد و گوش مي‌داد تا سخن  او به پايان برسد. اگر در توانش بود، حاجت او را تحمل نشان مي‌داد كه طرف برخيزد و برود، نه اين‌‌كه پيامبر، كلام او را نيمه كار‌رها كند و در پي كار خويش رود

حضرت فرمود: حق مجالس را ادا كنيد.

مي‌پرسيدند: حق مجالس چيست؟

مي‌فرمود: چشمهايتان را از ناروا بپوشيد، پاسخ سلام را بدهيد، نابينا را راهنمايي كنيد، امبر به معروف و نهي از منكر كنيد.

در محضر پيامبر، ‌كساني قرب و منزلت بيش‌تري داشتند و از ياران ويژه‌ي وي به شمار مي‌رفتند كه خير خواهيشان نسبت به مسلمانان بيشتر و مواسات كمك رساني و ايثار نسبت به مردم افزونتر باشد.

به روايت علي(ع) كساني كه با آن حضرت كار داشتند و براي رفع حاجت در خانه خدمتش مي‌رسيدند، بعضي يك حاجت داشتند، برخي دو حاجت و بعضي داراي نياز‌هاي متعدد. پيامبر اكرم(ص) اوقات خويش را صرف آنان مي‌كرد و مشكلاتشان را برطرف مي‌كرد و وقت خويش را به تناسب كار و حاجت آنان تقسيم مي‌كرد و در اختيار مي‌گذاشت.

محضر رسول خدا(ص) همواره پر بار بود، هم از جهت شناخت معارف ديني و هم الهام‌گيري از اخلاق و سلوك اجتماعي و گرايش و عنايت به عبادات و تكاليف.

آنان كه شرفياب خدمتش مي‌شدند، بي بهره و دست خالي بر نمي‌گشتند، يا فهم ديني آنان افزوده مي‌شد، يا در درجات معنوي رشد مي‌كردند، و حتي بهره‌ي مادي هم مي‌بردند

در پايان ياد جلسات پيامبر، كيفيت پايان گرفتن مجالس او را نيز بخوانيم. هر گاه از مجلس بر مي‌خاست كه برود اين دعا را بر زبان داشت:«سُبْحانَكَ اللّهُمَ وَ بِحَمْدِكَ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَا اَنْتَ، اَسْتًغِرُكَ وَ اتُوبُ اِليكَ»

سپس مي‌فرمود:«عَلَّمَنيهِنَّ جَبْرئيلُ» اين دعا‌ها را جبرئيل(ع) به من آموخته است. اميد آنكه سلوك اجتماعي حضرت رسول، سر مشق امت رهپوي او قرار گيرد و رفتار والاي آن پيامبر رحمت،‌آيينه‌اي فضيلت‌ نما‌ها براي پيروان او باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 22:4  توسط روح الله واثق  | 

 4- حفظ حريم‌ها

درونمايه جلسات و نقل و محافل، گاهي بيان كاستي‌ها و زشتي‌ها و عيوب ديگران است و به انتقاد از اين و ان سپري مي‌شود وحريم‌ها مراعات نمي‌گردد. با ويات امير المؤمنين(ع): مجلس پيامبر، مجلس بردباري، شرم و حيا، صدق و امانت بود، سر و صدا و فرياد در آن مجلس شنيده نمي‌شد، حرمت افراد مورد هتك قرار نمي‌گرد، و در پي لغزش ديگران عيبجويي از آنان نبودند، همه اهل پيوند و صفا و ارتباط بر محور تقوا قرار مي‌گرفتند، به خردسالان ترحم و شفقت مي‌شد و افراد نيازمند و مراجعاني را كه كار داشتند، مراعات مي كردند و پناهگاه و مأمني براي غريبان بودند. روشن است كه چنين مجلسي، زمينه ساز تربيت روحي و ادب اجتماعي است. اين فرهنگ را از پيامبر اكر(ص) آموخته بودند. در محضر آن حضرت، وقتي سخن گفته مي‌شد، همه گوش مي‌كردند، سخن يكديگر را قطع نمي‌كردند، پاي سخنراني رسول خدا، سراپاگوش بودند، آنچنان كه گويي مرغي بر سرشان نشسته است. چون كلام پيامبر تمام مي‌شد، آنان آغاز به سخن مي‌كردند. هنگام سخن گفتن ديگري نيز تا پايان كلامش صبر مي‌كردند، و وارد سخنان او نمي‌شدند.

در حضور آن حضرت، اگر خني هم در باره‌ي ديگران گفته مي‌شد، سخن از نياز‌ها و حاجت‌هايشان بود، تا به تأمين ان‌ها اقدام شود. خود آن حضرت سفارش فرموده بود كه حاجت و نياز كساني را كه دسترسي به من ندارند، يا نمي‌توانند نيازشان را مطرح كنند،‌به من اطلاع دهيد چرا كه خداوند در قيامت قدم‌هاي كساني را بر صراط، استوار مي‌دارد كه حاجت حاجت‌مندان و گرفتاري در ماندگان را به افراد توانگر و مسئولان و زمام‌داران برسانند. اين بود كه در خدمت آن حضرت و سخن از اينگونه نياز‌ها بود و مجالي نمي‌داد كه از عيوب و لغزش‌هاي ديگران صحبت ‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 21:51  توسط روح الله واثق  | 

 3- جلوس مؤدبانه

نحوه‌ي نشستن در حضور ديگران، فرهنگ و تربيت انسان را نشان مي‌دهد. پيامبر اكرم(ص) كه ادب شده‌ي خداست، بيش از همه ادب اجتماعي را مراعات مي‌كرد. هر گز ديده نشد كه پاي خود را در حضور ديگران دراز كند. رسول خدا(ص) اغل رو به قبله مي‌نشست ، و به كساني هم كه خدمتش مي‌رسيدند احترام و تكريم مي كرد و گاهي زير انداز يا عباي خود را براي آنان مي‌گسترد تا روي آن بنشينند، با آنكه هيچ گونه قرابت و خويشاوندي ميانشان نبود، ولي ديگران را روي جايگاه خود مي‌نشاند. پيامبر اكردم(ص) تا آنجا رعايت ادب مجلس مي‌كرد كه زانو‌هاي خوش را در بابر چشم ديگران، قرار نمي‌داد، رفتاري كه گاهي عرب‌ها داشته و دامن لباس را بالا مي‌زدند و ساق‌ها و زانوان لختشان ديده مي‌شد. اما آن حضرت، همواره پاها و زانو‌هاي خويش را مي‌پوشان. نيز روايت شده كه وقتي براي غذا، سر سفره مي‌نشست. زنوان و قدم‌هاي خويش را جمع مي كرد و مثل نماز گزار و حالت تشهد مي نشست، ليكن يكي از دو زانو زوي زانوي ديگر متمايل مي‌شد و مي‌فرمود: من بنده‌ام، مثل بندگان مي‌خورم و مثل بندگان مي‌نشينم.

مردي وارد مسجد شد و به حضور پيامبر رسيد. حضرت رسول(ص) تنها نشسته بود، اما در عين حال، جابه جا شد و براي مرد تازه وارد، جا باز كرد. آن مرد گفت: يا رسول الله! جا كه وسيع است! حضرت فرمود: حق مسلمان بر مسلمان ديگر آن است كه وقتي ديد مي خواهد نزديك او بنشيند برايش جا باز كند و جا به جا شود.

رعايت اين نكات عاملي نيرومدي براي جذب دلهاست و ايجاد اخوت و همدلي است. بر عكس، بي اعتنايي به دگيران در جلسات، عامل دفع افراد است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 21:54  توسط روح الله واثق  | 

2- بي تكلف

رسول خدا(ص) در مجالس، جاي خاصي را براي خويش تعيين نمي كرد ودر قيد و بند صدر نشيني در مجالس نبود، هر جا كه جا بود مي‌نشست و ياران را نيز به همين مسأله فرمان مي‌داد.

روي زمين مي‌نشست و روي زمين غذا مي خورد. مثل بردگان بر زمين مي نشست و مي‌دانست كه بنده است، يعني نمايش نمي‌داد و تظاهر نمي‌كرد، بلكه خصلتش چنين بود. در جلسات وقتي وارد مي شد، هر جا كه بود مي نشست، به ديگران چنين توصيه مي فرمود: به همه يكسان نگاه مي‌كرد تا كسي احساس تبعيض در نگاه و توجه به مخاطب، نكند.

ابوذر غفاري نقل مي‌كند:

رسول خدا ميان اصحاب مي‌نشست، و گاهي كه فردي غريب ناشناس مي‌آمد و آن حضرت را نمي‌شناخت، از جمع مي پرسيد كه پيامبر كدام يك از شماست؟ اين بود كه از رسول خدا(ص) در خواست كرديم اجازه فرمايد جايگاهي برايش بسازيم كه آنجا بنشيند تا افراد غريب او را بشناسد. با موافقت پيامبر، دكه و سكو مانندي از گل برايش بنا كرديم، آن حضرت روي آن مي‌نشست و ما هم در دو طرف پيامبر مي‌نشستيم.

و اينگونه حلقه وار و دور هم نشستن، نشانه‌ي بي تكلفي در جلسات، و پرهيز از تشريفات و در قيد و بند «جاي خاص» نبودن است. براستي كه:

تكلف گر نباشد، خوش توان زيست                                                     تــــعلق‌گر نباشد، خوش توان مرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 21:53  توسط روح الله واثق  | 

 جلسات پيامبر

1- ياد خدا

عبوديت و بندگي، ايجاب مي‌كند كه عبد، هرگز از ذكر خدا و ياد مولايش غافل نشود، چه ذكر زباني، چه ياد قلبي و چه نحويه‌ي عمل كه گوياي توجه به خداوند است و رسول خدا(ص) چنين بود: «وَ كانَ لا يَقُومُ وَ لا يَجْلِسُ الاّ عَلي ذِكْرِ اللهِ»

اينگونه حالات و نشست و برخاست و ياد پيوسته‌ي خدا، در همنشينان و معاشران نيز تأثير مي‌گذارد و آنان را هم به ياد خدا مي‌اندازند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 21:50  توسط روح الله واثق  | 

 6- احترام به واردين

حرمت نهادن به آن كه بر انسان وارد مي‌شود، چه بعنوان مهمان و چه بصورت مراجعه كننده، شرط ادب است، و بي اعتنايي و برخورد متكبرانه، دور از اخلاق اولياي خداست.

رسول خدا(ص) به كسي كه وارد بر آن حضرت مي‌شد، احترام مي‌كرد و يكي از نمود‌هاي اين احترام، آن بود كه زير انداز خود را در اختيار او مي‌گذاشت و او را روي تشك خود مي‌نشاند و او قبول نمي‌‌كرد، آن حضرت، آن قدر تأكيد مي‌فرمود تا بپذيرد.

و نيز روايت شده است كه هر گاه كسي وارد مي‌شد و خدمت آن حضرت مي‌نشست، هرگز از مجلس او بر نمي‌خاست و نمي‌رلفت، تا اينكه خود آن شخص برخيزد و برود:

رسول خدا(ص) وارد يكي از اتاق‌هاي خود شد. افراد هم در حضورش بودند و اتاق پر از جمعيت شد. جرير بن عبد الله، وارد شد. چون جا نبود، بيرون اتاق نشست. چشم رسول خدا(ص) به او افتاد. جامه و عباي خود را برگرفت و پيچيد و به طرف او انداخت و از او خواست كه آن را زير خود انداخته، رويش بنشيند. اما جرير هم در مقابل اين بزرگواري و اكرام پيامبر، ادب نشان داد، عباي آن حضرت را بر صورت خويش نهاد و آن را بوسيد.

از سلمان فارسي نيز نقل شده است كه: خدمت پيامبر اكرم(ص) رسيدم، او بر بالشي و زير اندازي نشسته بود. آن را به طرف من افكند(تا بر آن بنشينم). آنگاه فرمود:«اي سلمان! هيچ مسلماني بر برادر مسلمانش وارد نمي‌شود و او به عنوان اكرام و احترام، زير انداز برايش نمي‌گسترد، مگر آن كه خداوند او را مي‌بخشايد.

آري… اينهاست رمز محبوبيت بزرگ مردي كه بشريت، در پيگاه عظمت او، به احترام ايستاده است و سايه‌ي كمالاتش و فروغ فضايلش چهارده قرن است كه جهان را به زير بال كشيده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 20:57  توسط روح الله واثق  | 

5- خواب و بيداري

به فرموده‌ي امام باقر(ع) رسول خدا(ص) هر گاه از خواب بر مي‌خاست، به سجده در پيشگاه خدا مي‌پرداخت. هنگام خواب، مسواك را بالاي سر خود مي‌؛ذاشت، همين كه بيدار مي‌شد، شروع مي‌‌كرد به مسواك زدن … هر شب، سه بار مسواك مي‌زد: يك بار قبل از خواب، يك بار وقتي از خواب براي نماز شب بيدار مي‌شد، و يك بار هم وقتي كه مي‌خواست براي نماز صبح از خانه به مسجد برود.

چون بيدار مي‌شد، مي‌فرمود:«حمد،‌ خدايي را كه پس از مرگم را زنده كرد. پروردگارم آمرزنده و شكور است.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 20:56  توسط روح الله واثق  |