|
|
|
|
|
5- وابسته نبودن به مركب برخي از روي تنبلي و بي حالي، حاضر به پياده روي نيستند. برخي هم اگر سواره رفت و آمد ميكنند، نوع وسيلهي نقليه برايشان مهم است و اگر مدتي بر وسيلهي مجهز و عالي سوار ميشدهاند، عوض كردن آن و استفاده از مركب سادتر برايشان دشوار است. اين نشانهي نوعي وابستگي و اسارت نسبت به دنيا است. روايست شده كه پيامبر(ص) گاهي سوار اسب يا استر ميشد. گاهي سوار بر الاغ و گاهي هم سوار بر دراز گوش بي پالان ميشد و كسي را هم همراه خود سوار مي كرد و اگر هم وسيلهاي نبود، پياده ميرفت. اين نشان از حريت و وارستگي او دارد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 21:55 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
4- مراعات افراد پياده گاهي سواره از حال پياده بي خبر است. سوار بر مركبش پيش مي تازد و افراد بي وسيله و مركب را پشت سر مي گذارد يا با بي اعتنايي از كنار آنها راه مي رود. بي توجهي به پيادگان، نوعي غرور را همراه دارد و سوار نكردن آنان به وسيلهي نقليهي خويش، نوعي عمل غير انساني و دور از عواطف بشري است. پيامبر خدا(ص) اگر گاهي سواره بود، اجازه نمي داد كه كسي يا كساني پياده، همراه وي و ملازم ركاب مسير را طي كنند و او سواره باشد. يا پياده را هم سوار مي كرد، يا ميفرمود كه: برو و فلان جا منتظر من باش:«انَّ رَسُولُ الله لا يَدَعُ اَحَداً يَمْشي مَعَهُ اِذا كانَ راكِباً حَتَّي يَحْمِلَهُ مَعَهُ فَاِنْ اَبي قال: تَقَدَّمْ اَمامي و اَدْرِكْني فِي الْمَكانِ الّذي تُريدُ.» |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 10:28 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
3- تند اما با وقار رعايت اعتدال در رفتار، سيرهي پيامبرانه است. گاهي تند رفتن، به سبكي و خفت مي انجامد، گاهي هم آرام و سنگين راه رفتن سر از تكبر و غرور در مي آورد. ايجاد موازنه در راه رفتن، به حالتي كه نه مغرورانه باشد، نه سبك و نه عاجزانه، چيزي است كه در رفتار آن حضرت مشهوب بود. به نقل هند بن ابي هالهي تميمي:«يََمْشي هَوناً سَريعَ الْمَشْيَةِ…» آن حضرت با آرامش و وقار راه مي رفت، در عين حال، تند و چابك بود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 21:28 توسط روح الله واثق
|
|
||
|
|
|
|
|
2- در حفاظت فرشتگان اينكه كسي همراه جماعتي در راهي برود و مراقب بيني از مردم نداشته باشد، گوياي دلگرمي و قوت قلب اوست. پيامبر اكرم(ص) وقتي با جمع ياران در مسيري حركت مي كرد، ياران خويش را مي فرمود كه جلوتر از او بروند(چه بسا براي اينكه عقبيها را ياري برساند، خودش عقبتر ميآمد) و پشت سرش براي فرشتگان خالي مي گذاشتند. اين كار،هم جهت مشايعت ملائكه نسبت به آن حضرت بوده است، هم نوعي حراست و حفاظت. اين مطلب را جابر بن عبد الله نقل مي كند:«كانَ رَسوُلُ اللهِ اِذا خَرَجَ مَشي اَصْحابُهُ وَ تَرَكُوا ظَهْرَهُ لِلْمَلائِكَة» و« كان رسُلُ اللهِ في اُخْرَياتِ النّاسِ يُزجي الضَّعيفَ وَ يُرْدِفُهُ وَ يَدَّلُّهُمْ» پيامبر خدا(ص) در اواخر مردم ميرفت، ناتوانان را كمك ميكرد و بر مركب خويش سوار مينمود و آنان را راهنمايي ميكرد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 21:29 توسط روح الله واثق
|
|
||